آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرایابوثمامه صائدی رو میدونید چیه؟
ابوثمامه صائدی
ابوثمامه صائدی رایگان
🔴 وقتی اون آدم بدجنس اومد دم در خیمه امام حسین(ع) ابوثمامه با جدیت بهش گفت: شمشیرت🗡 را بگذار زمین تا بتوانی وارد شوی...
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
به نام خداوند بخشنده مهربان
من امشب می خوام برای شما قصه زندگی یک قهرمان بزرگ رو تعریف کنم ، یک قهرمانی که در یک هزار و چهارصد سال پیش زندگی می کرد ، در اصل اهل یمن بود ، اما در دوران امیرالمومنین اومده بود کوفه و توی کوفه زندگی می کرد ؛ اتفاقاً توی تمام جنگ های امام علی هم کنار ایشون بود ، طرفدار امام علی بود یار و یاور و سرباز امام علی _علیه السلام_ بود . قهرمان قصه ما اسمش هست امر بن عبدالله که معروفه به ابوثمامه .
ابوثماممه از اون آدمای جنگجوی درجه یک بود ، از اون کسایی که وقتی توی یه لشکری بود ، خیال فرمانده راحت بود البته در کنار این جنگاوری فراوانی که داشت اهل نماز و عبادت بود ، اما از همه این ها مهم تر ، وفاداری و سربازی امام زمانش بود ؛ خیلی ها بودند که اهل جنگ بودند نماز هم می خوندن ، اما پای کار امام زمانشون نبودند ؛ اما ابوثمامه از اون کسایی بود که از همون زمان امام علی یار و یاور امام زمان خودش بود ؛
وقتی هم که امام حسین _علیه السلام_ تصمیم گرفتن قیام کنن و مسلم بن عقیل رو راهی کوفه کردن ، ابوثمامه یاور نائب امام زمانش بود ، مسئولیت گرفتن پول های شیعیان و خریدن اسلحه برای قیام و جنگ با عبیدالله بن زیاد به عهده ابوثمامه بود ؛ یعنی مسلم بن عقیل خیلی بهش اعتماد داشت ، خیلی قبولش داشت ، به همین دلیل هم این کار حساس و مهم رو به این فرد بزرگ سپرده بودن.
اما همون طوری که خودتون می دونین قیام مسلم بن عقیل شکست خورد و خود مسلم شهید شد و حالا عبیدالله بن زیاد در به در دنبال یاران مسلم بود ؛
یکی از اصلی ترین اسمایی که عبیدالله دنبالش بود ، همین ابوثمامه سائدی بود ابوثمامه می دونست که اگه عبیدالله بن زیاد دستش بهش برسه ، تیکه بزرگش گوششه ؛ برای همین چند وقت مخفیانه زندگی کرد ، تو خونه خودش نبود ، جاهای دیگه بود و عبیدالله بن زیاد با اینکه کلی جاسوس داشت ، کلی مأمور داشت ، هرچی گشت نتونست ابوثمامه سائدی رو پیدا کنه و ابوثمامه هم آخر سر به همراه دوست و رفیق قدیمیش ، نافع بن هلال که قبلاً قصه شو براتون به طور کامل تعریف کردم ، شبانه از کوفه خارج شدن و از راه های مخفی ، از راه شط فرات از راه نخلستان ها خودشون رو به کاروان امام حسین رسوندن ، ای کاش ما هم با اونها بودیم ، اما بچه ها وقتی ابوثمامه رسید پیش امام حسین ، حالا نقش محافظ امام حسین رو پیدا کرد ؛ چرا ؟
چون تو امور جنگی و اطلاعاتی خیلی قوی بود ، ابوثمامه شد محافظ جان امام حسین ، اتفاقاً وقتی امام حسین _علیه السلام_ و کاروانشون به کربلا رسیدن عمر سعد یه نفر رو فرستاد ، تا بیاد و با امام حسین صحبت کنه ؛
اون آدم بد که اسمش بود کثیر بن عبدالله با خودش عهد کرده بود که به محض اینکه فرصت پیدا کرد ، کار امام حسین رو بسازه و امام ما رو ترور کنه و به شهادت برسونه ؛
برای همین ابوثمانه که جلوی خیمه امام به شکل یه محافظ وایستاده بود ، وقتی چشمش افتاد به کثیر بن عبدالله با جدیت تمام بهش گفت : بگو ببینم با مولای من چه کار داری ؟
اما کثیر بن عبدالله گفت : برو کنار از طرف عمر سعد آمدم ، می خواهم با او صحبتی بکنم برو کنار ؛ ابوثمامه یه نگاه کرد گفت : باشد شمشیرت را بگذار تا اجازه بدهم به نزد مولایم حسین بروی ، اما کثیر که نقشه هایی توی سرش داشت ، گفت : نمی شود نمی شود ، ابوثمامه بهش گفت : خیلی خب پیغامت را به من بگو ، تا من به مولایم حسین برسانم ؛
کثیر که فهمیده بود نه بابا مثل اینکه از این خبرا نیست که با خیال راحت بیاد و هر غلطی دلش می خواد بکنه ، با عصبانیت گفت : می گویم از جانب عمر سعد آمده ام ، شاید بخواهم حسین را نجات بدهم ، برو کنار ، به تو چه ؛
اما ابوثمامه که اصلا و ابدا این حرفا رو متوجه نمی شد گفت : نمی شود تو مرد گنهکار و بدی هستی ،
من هرگز اجازه نمی دهم که با سلاح پیش امام من بروی ؛ کثیر بن عبدالله هم وقتی دید که نه مثل اینکه این یار امام باهوش تر و جدی تر از این حرفاست ، عصبانی شد و با ناراحتی برگشت .
نتونست بره پیش امام حسین ، آره خب مگه الکیه ، شیعیان یه بار به خاطر اینکه از جون امامشون درست حسابی محافظت نکرده بودن.، توی نماز صبح داخل مسجد کوفه یه آدم بدجنس تونسته بود از پشت سر شمشیر بزنه به فرق سر مولاشون و امامشون رو شهید کنه ؛
برای همین درس عبرت گرفته بودن نمی ذاشتن دشمنا با اسلحه نزدیک امام بشن ، حتی وقتی هم که بدون اسلحه می خواستن وارد شن ، خودشون می اومدن و مراقب جان امامشون بودن ؛ اما بچه ها این ابوثمامه که همش مراقب جان امام بود ، توی ظهر عاشورا یک کاری کرد که امام حسین یه دعای فوق العاده براش کردن ، خوشا به حالش ؛
ظهر عاشورا از راه رسیده بود و آفتاب به وسط آسمون رسیده بود که ابوثمانه سائدی اومد پیش امام حسین و گفت : آقای من جانم به فدایت ، می بینم که این لشکریان به تو نزدیک شده اند به خدا سوگند تا من پیش روی تو کشته نشوم نمی گذارم دستشان به تو برسد و تو کشته نخواهی شد ؛
اما دوست دارم در حالی به دیدار خداوند بروم که نماز ظهرم را خوانده باشم ، اینک وقت نماز ظهر فرا رسیده ، آیا می شود همراه شما نمازی بخوانیم ؟
امام حسین که این ادب و این دقت ابوثمامه رو شنیدن لبخندی زدن و دستاشون رو بردن به طرف آسمون و برای ابوثمامه دعا کردن و گفتن : تو نماز را به یاد من آوردی ، خداوند تو را از نمازگزاران قرار بدهد ؛ آری اکنون اول وقت اذان است بگو تا علی اکبر اذان بگوید ؛
الله اکبر الله اکبر ...
آره بچه ها بعد از اینکه حضرت علی اکبر اذان گفتن آقای من و شما امام حسین _علیه السلام_ آخرین نماز زندگیشون رو که همون نماز ظهر عاشورا باشه ، اقامه کردن و یارانشون از جمله ابوثمامه هم پشت سر امام نماز رو خوندن و بعد از اون ، موقع نبرد ابوثمامه فرا رسید ؛ ابوثمامه سائدی رفت به میدون ؛ دیگه نمازش رو خونده بود و تشنه ملاقات و دیدار با خدای خودش بود ، و یک جنگ جانانه و زیبا کرد و آخر سر در حالی که غرق به خون شده بود ، روی زمین افتاد و چشماش رو بست و روحش پرواز کرد و رفت به طرف بهشت ؛
خدا رو به خدا میسپارم
یا علی مدد
موارد مرتبط
قصه اباالفضل العباس
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت حضرت ابالفضل رو چطور؟!
نحوه شهادت ابالفضل رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
حجاج بن مسروق
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرای حجاج بن مسروق رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
جناده و خانوادهاش
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرای جناده و خانوادهاش رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
شوذب شاکری
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرایشوذب شاکری رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
قصه حر بن یزید ریاحی
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای توبه حر رو چطور؟!
آیاماجرای شهادت حر رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
قصه زهیر بن قین
5.00
1 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرای زهیر بن قین رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
قیس بن مسهر صیداوی
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرای قیس بن مسهر صیداوی رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
عبدالله بن عمیر کلبی
بدون امتیاز
0 رای
آیا تا حالا قصهیاران امام حسین رو شنیدین؟!
ماجرای مظلومیت یار های ایشون رو چطور؟!
آیاماجرای عبدالله بن عمیر کلبی رو میدونید چیه؟
0
رایگان!
نظرات
متوسط امتیازات
0
بدون امتیاز
0 رای
0 نقد و بررسی
جزئیات امتیازات
5 ستاره
0
4 ستاره
0
3 ستاره
0
2 ستاره
0
1 ستاره
0
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ابوثمامه صائدی” لغو پاسخ
لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید
قیمت
رایگان!
0 دیدگاه
1340 بازدید

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.